السيد محمد حسين الطهراني

330

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

( و ياد بياور بندگان ما : إبراهيم و إسحاق و يعقوب را كه صاحبان اقتدار و بصيرت بوده‌اند . ) وَ اذْكُرْ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ ذَا الْكِفْلِ وَ كُلٌّ مِنَ الْأَخْيارِ . « 1 » ( و ياد بياور اسماعيل و يوشع و ذو الكفل را كه همگى آنها از أخيار بوده‌اند . ) وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ . « 2 » ( و ياد بياور برادر عاد خود را ( هود ) در هنگامى كه در سرزمين أحقاف ، قوم خود را بيم داد . ) اين آيات كه بسيارى در سورهء مريم ؛ و بسيارى در سورهء ص ، و بعضى در سورهء أحقاف است ، براى چه نازل شده ؛ و ما به عنوان تعبّد ، و بلكه بهترين عبادات كه : تلاوت كلام پروردگار است آنها را قرائت مىكنيم ؟ آيا مقصود ، فقطّ فهميدن و دانستن جريان كار پيشينيان است كه : در اين فرض با افسانه‌سرائى چه تفاوتى دارد ؟ افسانه‌گويان حكاياتى را مىگويند ؛ و مردم فقط مىشنوند ، بدون ترتّب أثر و نتيجه‌اى به دنبال آن . نه ، چنين نيست ، منظور و مقصود ، مجرّد بيان أحوال و ترجمهء امم سالفه همچون علم تاريخ ، و رجال ، و ترجمهء أحوال ، نيست ، بلكه منظور و مقصودى بسيار بالاتر و عالىتر است ؛ كه ما به عنوان تقرّب به سوى خدا كه مخّ و أساس عبادت است ؛ آنها را قرائت مىنمائيم ؛ و در هر صبح و شام در منزل‌هايمان علاوه بر أوقات نماز ، اين داستان‌ها را نه يك روز و دو روز ، بلكه تا روزگار باقى است مىخوانيم ؛ و مأمور به تلاوت و تدبّر در معانى و مغزى و نتيجهء آن مىباشيم . علّت آنست كه : اين داستان‌ها در حقيقت برداشت از كارهاى خود ما ،

--> ( 1 ) آيهء 48 ، از سورهء 38 : ص ( 2 ) آيهء 21 ، از سورهء 46 : أحقاف .